ویولت

ویولت

..................

دختره از پسره پرسید من خوشگلم؟ گفت: نه…..گفت دوستم داری؟….گفت:نوچ…..گفت:اگه بمیرم برام گریه می كنی؟؟؟…..گفت:اصلا….دختره چشماش پر از اشك شد….هیچی نگفت….پسره بغلش كرد و گفت:تو خوشگل نیستی زیاترین هستی….تو رو دوست ندارم چون عاشقتم….اگه تو بمیری برات گریه نمیكنم چون من هم می میرم…..

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 15:15  توسط ویولت  | 

آخر احساس

۲۰ بار دیدمت . ۱۹ بار بهت خندیدم . ۱۸ بار به من اخم کردی . ۱۷ بار از دستم خسته شدی . ولی ۱۶ بار دیگه سعی کردم و ۱۵ جمله عاشقانه را ۱۴ بار به ۱۳ زبون و ۱۲ لهجه و ۱۱ روز و ۱۰ بار به کمک ۹ نفر به تو گفتم . اما تو ۸ بار قهر کردی . ۷ بار روتو از من برگردوندی و من ۶ بار برات مردم . ۵ بار قربونت رفتم و ۴ بار نازتو کشیدم . تا ۳ بار ناز کردی و ۲ بار خندیدی و جونمو به لب رسوندی و

 

هنوز  ۱ بارهم نگفتی دوستم داری.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 15:10  توسط ویولت  | 

درک یا بی تفاوت؟

باید عاشق باشی تا معنی این عکسو بفهمی؟

اگه فهمیدی نظرتو بزار........

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 14:59  توسط ویولت  | 

برای یه غریبه..

آخرين گامهايم هديه به تو
به تو كه در پشت رنگين كمان آرزوهايم پنهان شدي
ميدانم
آري ميدانم كه براي يافتن تو كمي دير جنبيده ام
اما
با تمام وجود تو را و احساس عشق تو را احساس ميكنم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 14:50  توسط ویولت  | 

توهم بخوان؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

 

 

برای شادی روحم صلوات ، لازم نیست ، فاتحه ام خوانده میشود اگر یک لحظه از من دلگیر باشی !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 14:48  توسط ویولت  | 

مرا دریاب

یک سمت تویی و عشق : مرگی ساده / یک سمت جهان به قتل من آماده / می ترسم ! مثل بچه گنجشکی که / در دست دو بچه ی شرور افتاده .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 14:43  توسط ویولت  | 

بی تو من........

 بی تو من ...........

  پرم از شبای بی تو                    پرم از اما وانگار

تشنه لحظه ی نابه                    حس آرامش دیدار

پرم از خاطره های                      خیس بیقراری تو

خسته از قصه ی تلخ                  مونده یادگاری تو

دلخوشم به شعرایی                  که منو بتو رسوندن

منو از خودم گرفتم                     به مرزجنون کشوندن

خیلی وقته تنها نیستم               خیلی وقته تو باهامی

خیلی وقته عاشقانه                    تو دلیل گریه هامی

پرم از هوای پرواز                          پرم از عطر اقاقی

پرم از یه عشق زیبا                      خیلی خیلی اتفاقی 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 14:36  توسط ویولت  | 

مرگ قلم

هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد


بی‌تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد


دردِ دل با سایه‌ی دیوار آرامم نکرد


خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد


خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد


سوختم آن‌گونه در تب، آه از مادر بپرس


دستمالِ تب‌بُر نم‌دار آرامم نکرد


ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت


عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 5:22  توسط ویولت  | 

کوچ کبوتر


روي قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت



زير باران غزلي خواند ، دلش تر شد و رفت

چه تفاوت که چه خورده است غم دل يا سم

آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 1:36  توسط ویولت  | 

زیبا ترین احساس

Image Detail

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست

ببین مرگ مرا در خود که مرگ من تماشاییست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 1:4  توسط ویولت  | 

سوال عاشق؟

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا منو دوست داری ؟ چرا عاشقمی ؟پسر گفت : نمی تونم دلیل خاصی رو بگم اما از اعماق قلبم دوستت دارم دختر گفت : وقتی نمی تونی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چطوری می تونی بگی عاشقم هستی؟ پسر گفت : واقعا دلیلش رو نمی دونم اما می تونم ثابت کنم که دوستت دارم دختر گفت : اثبات؟ نه من فقط دلیل عشقت رو می خوام . شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش رو براش توضیح می ده اما تو نمی تونی این کار رو بکنی
پسر گفت:من دوستت دارم چون تو زیبایی
چون صدای تو گیراست
چون جذاب و دوست داشتنی هستی
چون باملاحظه و بافکر هستی
چون به من توجه و محبت می کنی
تو رو به خاطر لبخندت دوست دارم
به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم
دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد
چند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت
پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت
:نامه بدین شرح بود
عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم ..... اکنون دیگر حرف نمی زنی پس نمی تونم دوستت داشته باشم
دوستت دارم چون به من توجه و محبت می کنی ...... چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی نمی تونم دوستت داشته باشم
تو رو به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم ..... آیا الان می تونی بخندی ؟ می تونی هیچ حرکتی بکنی ؟ ...... پس دوستت ندارم
اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد در زمان هایی مثل الان هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم
آیا عشق واقعا به دلیل نیاز داره؟
نه
و من هنوز دوستت دارم و عاشقت هستم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 0:53  توسط ویولت  | 

به کدام دلیل دهم تاوان جرم

به تاوان کدامین جرم

تنم سنگ بلا خورده ،

سکوتم حرفها دارد

ببین درمن خوشی مرده،

ببین ای خوب دیروزی

کجابودم کجا هستم،

توکه درد مرا دیدی

ببین چه زود بشکستم؟

چه ها گفتند و نشنیدم،

بدی کردن و بخشیدم،

 زتیغ گریه  اشکم ریخت ،

ولی باز هم خندیدم

تماشاکن در این بازی،

شکوه مردنم زیباست

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 22:53  توسط ویولت  | 

شخص وبلاگ

وجودم تاریک است.

درست مثل رنگ خالص بدی

خبری از معجزه نیست

ناجی من فراری شده

از بس که کلاغ روی بام سیاه بود

سایه اش ارزان خود را به باد فروخت

حالا،هوا برایم سنگین است.

حتی،نگاه ستاره نیز سنگین است

چه کنم با قلب سیاهم؟!

که اگر اندکی روشن می نمود،

تو از ان نمی گریختی

اما ای کاش می دانستی

قلبم به خاطر شعله های جان گداز عشق سوخت.

م ان چیزی که تو دیدی خاکستر سیاهش بود

،نه وجودی که در اوج سیاهی عاشق مانده!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 2:53  توسط ویولت  | 

برای وبلاگیان مهربون

شکفتن هيچ گلي به زيبايي لبخند تو نيست ،

                              پس بخند تا گلها از شرم در غنچه بمانند ،

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 2:36  توسط ویولت  | 

اونایی که سر میزنید..............

ديوارها هم عاشق مي شوند ،

يادگاري ننويسيد اگر قصد برگشتن نداريد .

 





 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 2:8  توسط ویولت  | 

عشق شیرین من


 

در كویر خلوت دلم با لبانی تشنه راه دشواری را در پیش گرفتم

می دانم كه نیاز به جرعه آبی دارم تا خود را با آن سیراب نمایم

در قلبم غوغایی است غوغای عشق تو

نگاهت برایم همچون رودخانه ایی است كه هرگز درآن ركودی نیست

می خواهم كه مرا به حال خود وا مگذاری و مرا همیشه با خود همراه سازی

بگذار تا از احساسات شیرینت لبریز شوم

بگذار تا به وسعت قلب پرمهرت دست یابم

زلالی عشقت را از من مگیر، انشای چشمت را برایم بخوان

 تا با شنیدن آن سرشار از شادی شوم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 23:50  توسط ویولت  | 

بدون مقدمه.

بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!

--------------
داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.
--------------

همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.
--------------

انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!
--------------

انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.
--------------

همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !
--------------

عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.
--------------

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.
--------------

‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.
--------------

عشق در لحظه پدید می آید
و دوست داشتن در امتداد زمان
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
--------------

راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود .
--------------

انسان چیست ؟
شنبه: به دنیا می آید.
یكشنبه: راه می رود.
دوشنبه: عاشق می شود.
سه شنبه: شكست می خورد.
چهارشنبه: ازدواج می كند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه: می میرد.


فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 5:47  توسط ویولت  | 

هرچه میخواد دل تنگت بگو.............

اگر خودکارتون فقط به اندازه ی نوشتن یه جمله جوهر داشت چی مینوشتید؟!

....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 5:43  توسط ویولت  | 

همین جوری

به سلامتیه دوست نازنینی که گفت:

قبر منو خیلی بزرگ بسازین.... چون یه دنیا آرزو با خودم به گور میبرم.....!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 5:37  توسط ویولت  |